نمونه رای مطالبه ثمن معامله: راهنمای جامع برای وکلا

نمونه رای مطالبه ثمن معامله: راهنمای جامع برای وکلا

نمونه رای مطالبه ثمن معامله از وکیل

نمونه رای مطالبه ثمن معامله از وکیل معمولاً نشان می دهد که شما می توانید پول معامله ای که وکیل از طرف شما گرفته ولی به شما نداده را از او بخواهید. دادگاه ها عموماً وکیل را ملزم به پرداخت ثمن معامله (نه قیمت روز ملک) به همراه خسارت تأخیر تأدیه (بر اساس شاخص بانک مرکزی) می کنند. این دعوا مستقلاً قابل طرح است و نیازی به دعوای جداگانه برای حساب وکتاب وکالت نیست.

خب، فکرش را بکنید! ملکی دارید، به وکیلی اعتماد می کنید و اختیار فروش آن را به او می دهید. وکیل هم ملک را می فروشد و پولش را می گیرد. تا اینجا که همه چیز عالی به نظر می رسد، اما مشکل از جایی شروع می شود که این پول به دست شما نمی رسد. هزار و یک دلیل هم پشتش می آید و شما می مانید و پولتان که در دست وکیل است.

مطمئناً در چنین شرایطی اولین چیزی که به ذهنتان می رسد این است که: حالا چطور پولم رو پس بگیرم؟ یا آیا اصلاً این حق رو دارم که پول رو از وکیل بخواهم؟ و سوالاتی از این دست. این مقاله دقیقاً برای پاسخ به همین سوالات و سردرگمی ها نوشته شده است. اینجا می خواهیم خیلی دوستانه و خودمانی، پیچ وخم های حقوقی مطالبه پول معامله از وکیل، به خصوص وکیل بلاعزل را با هم بررسی کنیم. قرار است ببینیم قانون چه می گوید، دادگاه ها چه رأی هایی داده اند و شما باید چه کارهایی انجام دهید تا به حق و حقوقتان برسید. پس بیایید دست به دست هم دهیم و این مسیر را روشن تر کنیم.

اصلاً وکالت چیه و وکیل در قبال پول معامله چه مسئولیتی داره؟

قبل از اینکه وارد جزئیات شویم، لازم است که یک تعریف ساده از وکالت داشته باشیم. اینجوری وقتی بحث به مسئولیت ها می رسد، بهتر متوجه قضیه می شویم.

وکالت یعنی چی؟ (ماده ۶۵۶ قانون مدنی)

وکالت یعنی شما (موکل) به یک نفر دیگر (وکیل) اجازه می دهید که به جای شما کاری را انجام دهد. مثلاً، فرض کنید شما یک آپارتمان دارید و می خواهید آن را بفروشید، اما وقت یا امکان حضور برای انجام کارهای اداری و قانونی را ندارید. در این حالت، شما به یک نفر وکالت می دهید که به نمایندگی از شما آن آپارتمان را بفروشد و کارهای مربوط به انتقال سند را انجام دهد. به این رابطه حقوقی می گویند «عقد وکالت» و ماده 656 قانون مدنی هم همین را می گوید: وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین، طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود می نماید. یعنی وکیل، نماینده موکل است و هر کاری که انجام می دهد، در واقع به نام و به حساب موکل است.

وکیل بلاعزل کیه؟

حتماً کلمه وکیل بلاعزل به گوشتان خورده. این نوع وکالت، از نظر ماهیت، فرقی با وکالت عادی ندارد، یعنی باز هم وکیل نماینده شماست. اما یک تفاوت مهم دارد: در وکالت بلاعزل، موکل حق ندارد وکیلش را از انجام کاری که برایش وکالت داده، منصرف کند یا عزلش کند. یعنی اختیارات وکیل در آن مورد خاص، محکم تر و دائمی تر می شود. مثلاً وقتی شما به یک نفر وکالت بلاعزل برای فروش ملکتان می دهید، دیگر نمی توانید وسط کار بگویید من پشیمان شدم، نمی خواهم بفروشی! البته این بلاعزل بودن هم شرایط خودش را دارد و مطلق نیست، ولی در بحث ما فعلاً همین تعریف کلی کافی است.

تکالیف قانونی وکیل در مورد پول دریافتی از معامله

تا اینجا فهمیدیم وکیل یک نماینده است. حالا ببینیم وقتی این نماینده کاری را برای ما انجام می دهد و پولی دستش می آید، قانون چه تکالیفی برای او تعیین کرده است:

ماده ۶۶۸ قانون مدنی: وکیل باید حساب پس بده!

یکی از مهمترین مواد قانونی در این بحث، ماده 668 قانون مدنی است که می گوید: وکیل باید تمام آنچه را که به جای موکل دریافت کرده است یا از اموال او نزد او موجود است، به موکل رد نماید و حساب مدت وکالت خود را نیز به او بدهد. یعنی چی؟ یعنی اگر وکیل شما ملکتان را فروخت و پولی گرفت، وظیفه دارد آن پول را تمام و کمال به شما برگرداند. علاوه بر این، باید به شما بگوید که در این مدت وکالت چه کارهایی کرده، چقدر هزینه شده، چه پولی گرفته و چه پرداختی هایی داشته. این اصل، اساس مسئولیت وکیل در قبال اموالی است که به دستش می رسد.

ماده ۶۷۴ قانون مدنی: وقتی وکیل از حدودش پا فراتر می ذاره

گاهی اوقات وکیل از اختیاراتی که موکل به او داده، بیشتر عمل می کند. ماده 674 قانون مدنی می گوید: اگر وکیل از حدود وکالت خود تجاوز کند یا بر خلاف آن عملی انجام دهد، ضامن آنچه که تلف شده است، خواهد بود. فرض کنید شما فقط به وکیل اجازه فروش ملک را داده اید، اما او علاوه بر فروش، قسمتی از پول را به حساب شخص دیگری واریز می کند که شما اطلاعی از آن ندارید. در این حالت، وکیل از حدود اختیاراتش خارج شده و مسئول جبران خسارتی است که به شما وارد کرده.

اصل رعایت غبطه موکل: حتی اگه اختیاراتت زیاد باشه، باید به فکر موکلت باشی

حتی اگر در وکالت نامه به وکیل اختیارات خیلی زیادی داده باشید، مثلاً گفته باشید به هر قیمتی که صلاح بداند بفروشد، باز هم یک اصل کلی حقوقی هست به نام رعایت غبطه و مصلحت موکل. یعنی وکیل نمی تواند کاری را انجام دهد که به ضرر موکل باشد، حتی اگر در ظاهر اختیارش را داشته باشد. مثلاً اگر وکیل ملکی را به قیمتی بسیار پایین تر از عرف بازار بفروشد، حتی اگر در وکالت نامه اختیار تعیین قیمت را داشته باشد، این عمل می تواند زیر سوال برود. چون وظیفه وکیل حفظ منافع موکل است، نه تضییع آن. رعایت غبطه یعنی وکیل باید در تمام اقداماتش، سودی را برای موکل در نظر بگیرد و از هرگونه ضرر و زیان به او جلوگیری کند. در واقع، وکیل مثل یک امین است که باید امانت داری کند.

چالش های حقوقی که ممکنه سر مطالبه پول معامله از وکیل پیش بیاد!

خب، تا اینجا با مبانی کار آشنا شدیم. حالا بیایید ببینیم وقتی می خواهید پولتان را از وکیل مطالبه کنید، چه مشکلات و سوالات حقوقی ممکن است پیش بیاید و دادگاه ها چطور به این مسائل نگاه می کنند.

مطالبه پول یا درخواست حساب وکتاب؟ کدوم اوله؟

یکی از سوالات مهم این است که آیا برای اینکه بتوانیم ثمن (پول) معامله را از وکیل بخواهیم، اول باید از دادگاه بخواهیم که وکیل را مجبور کند حساب وکتاب دوران وکالتش را به ما بدهد (بر اساس ماده 668 قانون مدنی)؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه به صراحت می گوید: دعوای مطالبه ثمن ملک فروخته شده از وکیل، مستقلاً قابل طرح است و نیازی نیست که اول دعوای الزام به ارائه حساب دوران وکالت را مطرح کنید. البته اگر هر دو دعوا را با هم مطرح کنید، مشکلی ندارد.

این یعنی شما می توانید مستقیماً به دادگاه بروید و بگویید: آقا/خانم قاضی، وکیلم این ملک را فروخته و پولش را گرفته ولی به من نداده است. می خواهم آن پول را از او پس بگیرم. نیازی نیست وارد بحث پیچیده حساب و کتاب مالی دقیق کل دوران وکالت شوید، مگر اینکه خودتان بخواهید.

پول رو باید به نرخ روز پس بگیریم یا همون قیمت زمان معامله؟

این یکی از مهمترین و چالش برانگیزترین سوالات در این پرونده هاست. فرض کنید وکیل در سال ۹۰ ملکی را به مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان فروخته و این پول را به شما نداده است. حالا در سال ۱۴۰۳ شما می خواهید این پول را از او پس بگیرید. آیا می توانید ۱۰۰ میلیون تومان را مطالبه کنید یا باید قیمت روز ملک (که شاید ده برابر شده باشد) را از وکیل بخواهید؟

  • توضیح کلیدی: چرا قیمت روز ملک ملاک نیست؟ متاسفانه، قانون ما و رویه قضایی، در اکثر موارد، قیمت روز ملک را ملاک مطالبه ثمن از وکیل نمی داند. دلیلش هم این است که به محض وقوع معامله (فروش ملک توسط وکیل)، موکل مالک همان ثمن مشخص شده در مبایعه نامه یا سند رسمی می شود، نه قیمت روز ملک. به عبارت ساده تر، شما حق مطالبه همان پولی را دارید که وکیل در تاریخ معامله دریافت کرده است.
  • خسارات قابل مطالبه: چطور تورم رو حساب کنیم؟ (ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی)

    خب، حتماً می گویید در این صورت که موکل ضرر می کند و ارزش پولش از بین می رود! حق با شماست. اینجا است که ماده 522 قانون آیین دادرسی مدنی به کمک می آید. این ماده می گوید اگر کسی پول شما را گرفته باشد و به شما پس ندهد، و با گذشت زمان، ارزش آن پول به خاطر تورم کم شده باشد، شما می توانید علاوه بر اصل پول، «خسارت تأخیر تأدیه» را هم از او بخواهید. این خسارت بر اساس شاخص بانک مرکزی محاسبه می شود و هدفش جبران کاهش ارزش پول شماست. پس شما می توانید اصل پول را به علاوه خسارت تأخیر تأدیه از زمان دریافت پول توسط وکیل تا زمان پرداخت کامل، از او مطالبه کنید. این خیلی مهم است که به جای قیمت روز ملک، سراغ این خسارت بروید تا پرونده تان به نتیجه برسد.

وکالت نامه و اختیارات وکیل، چقدر اهمیت دارن؟

وکالت نامه ای که شما به وکیل می دهید، مثل نقشه راه اوست. هرچه در این وکالت نامه دقیق تر و واضح تر عمل کنید، کمتر به مشکل برمی خورید. حدود اختیارات وکیل در وکالت نامه، تأثیر مستقیمی بر نحوه مطالبه ثمن دارد:

  • اگر وکیل خارج از اختیاراتش عمل کرده باشد، مثلاً به جای فروش، ملک را اجاره داده و پولش را گرفته باشد، مسئولیتش متفاوت است.
  • اگر در وکالت نامه صریحاً شرطی برای نحوه دریافت یا پرداخت ثمن به موکل وجود داشته باشد، دادگاه به آن استناد می کند.

پس، اولین قدم همیشه بررسی دقیق وکالت نامه است تا ببینید وکیل دقیقاً چه اختیاراتی داشته و چه کاری انجام داده است.

اگه وکیل مصلحت موکل رو رعایت نکنه، چی میشه؟ معامله باطل میشه؟

همانطور که قبلاً گفتیم، وکیل موظف است غبطه و مصلحت موکل را رعایت کند. حالا اگر وکیل ملکی را به قیمتی بسیار پایین تر از ارزش واقعی اش بفروشد، یا شرایط معامله را طوری تنظیم کند که به ضرر موکل باشد، چه اتفاقی می افتد؟

در این حالت، معامله انجام شده توسط وکیل، «فضولی» تلقی می شود. یعنی چی؟ یعنی مثل این می ماند که یک نفر بدون اجازه شما، ملکتان را فروخته است. در این شرایط، موکل حق دارد که این معامله را «تنفیذ» (تأیید) کند یا «رد» (ابطال) کند. اگر موکل معامله را تنفیذ کند، باید ثمن معامله را از وکیل مطالبه کند. اما اگر معامله را رد کند، آن معامله از اساس باطل می شود و موکل می تواند ملکش را پس بگیرد.

البته این موضوع یک سری جزئیات حقوقی دارد، مثل «خیار غبن» که در صورتی که غبن فاحش (ضرر بسیار زیاد و غیرمتعارف) باشد، موکل می تواند معامله را فسخ کند. ولی این ها موارد خاصی هستند که باید با دقت بررسی شوند و معمولاً نیاز به نظر کارشناس رسمی دادگستری برای تشخیص قیمت واقعی ملک دارند.

چطور ثابت کنیم وکیل پول رو گرفته؟ مدارکش چیه؟

وقتی شما دعوای مطالبه ثمن می کنید، بار اثبات این موضوع که وکیل پول را دریافت کرده، بر عهده شماست. پس باید مدارک و شواهد محکمی برای اثبات این موضوع داشته باشید. مهمترین این مدارک عبارتند از:

  • مبایعه نامه یا قرارداد فروش: در این سند معمولاً مشخص می شود که خریدار چه مبلغی را در چه تاریخی به وکیل پرداخت کرده است.
  • رسیدهای بانکی یا فیش های واریزی: اگر خریدار پول را به حساب وکیل واریز کرده باشد، این رسیدها بهترین مدرک هستند.
  • اقرار وکیل: اگر وکیل خودش اقرار کند که پول را دریافت کرده است.
  • شهادت شهود: اگر کسانی شاهد دریافت پول توسط وکیل بوده اند.
  • اظهارنامه: حتی ارسال یک اظهارنامه به وکیل که در آن از او مطالبه پول را کرده اید، می تواند به عنوان یک مدرک کمکی در پرونده شما به حساب بیاید.

جمع آوری این مدارک قبل از طرح دعوا، شانس موفقیت شما را تا حد زیادی بالا می برد.

یه چند تا نمونه رای دادگاه درباره مطالبه ثمن از وکیل رو ببینیم!

حالا که با کلیات و چالش ها آشنا شدیم، بیایید نگاهی به چند نمونه رأی واقعی دادگاه بیندازیم تا ببینیم در عمل، محاکم چطور در این پرونده ها قضاوت می کنند. اینجوری بهتر متوجه می شویم که استدلال ها چطور پیش می رود.

تحلیل یک رای دادگاه تجدیدنظر (یه مثال عملی):

فرض کنید پرونده ای اینطور است: موکلی به نام آقای ن.د. از وکیلش مرحوم ع.ب. شکایت می کند. وکیل، آپارتمان موکل را در سال ۸۵ به مبلغ ۱,۵۱۸,۰۰۰,۰۰۰ ریال فروخته و ۱,۲۵۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال از آن را گرفته، اما به موکل تحویل نداده است. باقیمانده ثمن هم قرار بوده موقع سند زدن پرداخت شود که خریدار آن را هم نداده. موکل (آقای ن.د.) درخواست می کند که علاوه بر اصل پول، تفاوت قیمت با بهای روز ملک را هم از ورثه وکیل (چون وکیل فوت شده) مطالبه کند.

  1. استدلال دادگاه بدوی:

    دادگاه بدوی به نفع موکل رأی می دهد و می گوید چون وکیل پول را به موکل نداده، و گذشت ۹ سال باعث شده موکل نتواند با آن پول، ملک دیگری بخرد، پس موکل مستحق دریافت خسارت بر اساس بهای روز ملک است! یعنی دادگاه بدوی حکم به پرداخت قیمت روز ملک می دهد. در مورد باقیمانده ثمن (۲۶۸ میلیون ریال) هم خریدار را محکوم می کند.

  2. استدلال و رأی دادگاه تجدیدنظر:

    اما دادگاه تجدیدنظر (شعبه ۱۵ دادگاه تجدیدنظر استان تهران) رأی دادگاه بدوی را در بخش مربوط به قیمت روز ملک نقض می کند. چرا؟ چون می گوید وکیل با اجازه موکل عمل کرده و در واقع، موکل از همان ابتدا مالک ثمن (پول) معامله بوده، نه قیمت روز ملک. دادگاه تأکید می کند که مطالبه خسارت تأخیر تأدیه برای جبران کاهش ارزش پول (بر اساس شاخص بانک مرکزی و ماده 522 قانون آیین دادرسی مدنی) درست است، نه مطالبه قیمت روز ملک. پس، ورثه وکیل باید اصل پول (۱,۲۵۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال) به علاوه تغییر شاخص بها از زمان معامله تا زمان پرداخت را بپردازند. به عبارت دیگر، دادگاه تجدیدنظر استدلال دادگاه بدوی در مورد قیمت روز ملک را نادرست می داند و آن را به خسارت تأخیر تأدیه تغییر می دهد.

خلاصه برداری از نکات حقوقی مهم این رای برای خواننده:

  • قیمت روز ملک ملاک نیست: این رأی به وضوح نشان می دهد که در پرونده های مطالبه ثمن از وکیل، شما نمی توانید قیمت روز ملک را مطالبه کنید.
  • خسارت تأخیر تأدیه ملاک است: در عوض، می توانید اصل ثمن معامله به علاوه خسارت تأخیر تأدیه را بر اساس شاخص بانک مرکزی مطالبه کنید. این خسارت برای جبران کاهش ارزش پول در طول زمان است.
  • تکلیف وکیل به رد ثمن: وکیل (یا ورثه او) موظف است پولی را که در مقام وکالت دریافت کرده، به موکل برگرداند.

تحلیل یک رای دیوان عالی کشور (زمانی که وکیل ملک رو به نام خودش میزنه):

حالا یک مورد دیگر که شاید کمی پیچیده تر باشد: فرض کنید وکیل اختیار دارد ملک را حتی به نام خودش هم منتقل کند. یعنی موکل به او چنین اجازه ای داده است. حالا وکیل ملک را به نام خود منتقل می کند، اما ثمن معامله را به موکل نمی پردازد. موکل از او شکایت می کند.

استدلال دیوان عالی کشور (شعبه ۲۵ دیوان عالی کشور):

دیوان عالی کشور در یک مورد مشابه (با شماره دادنامه 9209983410300403) رأی داده است که حتی اگر در وکالت نامه به وکیل اختیار داده شده باشد که ملک را به هر مبلغ و به هر شخص ولو به شخص وکیل بفروشد، ولی در آن وکالت نامه اختیار تملک ثمن (یعنی اجازه برای وکیل که پول را برای خودش بردارد) به وکیل داده نشده باشد، وکیل موظف است ثمن معامله را به موکل خود پرداخت کند. این رأی با استناد به مواد 667 و 668 قانون مدنی صادر شده است.

نکات مهم استخراج شده از این رای:

  • اختیار فروش به خود، به معنای تملک ثمن نیست: حتی اگر وکیل مجاز باشد ملک را به خودش بفروشد، این به معنای آن نیست که می تواند پول فروش را هم برای خودش بردارد. مگر اینکه صراحتاً در وکالت نامه ذکر شده باشد که وکیل می تواند ثمن را برای خود تملک کند (که مورد بسیار نادری است).
  • تأکید بر مواد ۶۶۷ و ۶۶۸ قانون مدنی: دیوان عالی کشور باز هم بر این نکته تأکید می کند که وکیل موظف است آنچه را به جای موکل دریافت کرده، به او پس بدهد.

این نمونه ها به ما نشان می دهند که در دادگاه ها، اصل بر این است که وکیل امین موکل است و باید ثمن معامله را به او پس بدهد، و ملاک هم اغلب همان ثمن قراردادی به علاوه خسارت تأخیر تأدیه است.

نظریه مشورتی قوه قضاییه درباره مطالبه ثمن از وکیل، چی میگه؟

اداره کل حقوقی قوه قضاییه، در پاسخ به سوالات مختلف حقوقی، نظریات مشورتی ارائه می دهد که اگرچه حکم قانون نیستند، اما راهنمای خوبی برای قضات و حقوقدانان محسوب می شوند. بیایید ببینیم این اداره در مورد مطالبه ثمن از وکیل چه نظریاتی داده است:

استعلام (سوالات مطرح شده از اداره کل حقوقی قوه قضاییه):

سوالاتی که از اداره حقوقی پرسیده شده، خلاصه شده شان اینهاست:

  1. آیا برای مطالبه ثمن، اول باید وکیل را به ارائه حساب وکتاب وکالتش مجبور کنیم، یا می توانیم مستقیماً پول را مطالبه کنیم؟
  2. اگر وکیل اختیار داشته باشد ملک را به هر قیمتی و حتی به خودش بفروشد، اما مبایعه نامه نباشد یا وکیل آن را ارائه ندهد، آیا مالک می تواند قیمت روز ملک را بخواهد؟ یا فقط قیمت سند رسمی ملاک است؟
  3. اگر وکیل ملک را به قیمتی ناچیز بفروشد (کمتر از قیمت واقعی) و مبایعه نامه را ارائه دهد، آیا مالک می تواند قیمت مندرج در مبایعه نامه را بخواهد، یا قیمت سند رسمی، یا اصلاً معامله را به دلیل عدم رعایت مصلحت موکل باطل کند؟
  4. آیا موکل در این صورت (فروش به قیمت ناچیز) می تواند به دلیل «خیار غبن» معامله را فسخ کند؟

تحلیل و تبیین پاسخ های اداره کل حقوقی به زبان ساده و کاربردی:

۱. استقلال دعوای مطالبه ثمن از دعوای الزام به ارائه حساب:
همانطور که قبلاً هم گفتیم، اداره کل حقوقی تأیید می کند که شما می توانید مستقیماً و مستقل از دعوای ارائه حساب، ثمن را از وکیل مطالبه کنید. اگر هم بخواهید هر دو دعوا را با هم مطرح کنید، منعی ندارد.

۲ و ۳. ملاک تعیین ثمن (قیمت مندرج در سند رسمی/مبایعه نامه) و عدم ملاک بودن قیمت روز و شرایط عدم رعایت غبطه:
اداره حقوقی در این خصوص نکات مهمی را بیان کرده است:

  • وکیل ملزم به پرداخت قیمت دریافتی است: وکیل موظف است همان قیمتی را که بابت فروش ملک دریافت کرده، به موکل بپردازد.
  • ملاک، قیمت سند رسمی است، نه قیمت روز: قیمت مندرج در سند رسمی، ملاک معامله و تعهد وکیل به حساب می آید. قیمت روز ملک اصلاً ملاک عمل نیست. مگر اینکه شما بتوانید ثابت کنید معامله به قیمتی بیشتر از آنچه در سند آمده، انجام شده است.
  • عدم رعایت غبطه موکل: اگرچه وکیل اختیار فروش به هر قیمتی را داشته باشد، اما اگر از اوضاع و احوال پرونده مشخص شود که در فروش، مصلحت و غبطه موکل رعایت نشده (مثلاً فروش به قیمت بسیار پایین تر از عرف)، در این صورت معامله فضولی تلقی می شود و موکل می تواند آن را تأیید یا رد کند.
  • مبایعه نامه با قیمت ناچیز: اگر وکیل مبایعه نامه ای ارائه کند که قیمت آن خیلی کمتر از واقعیت است، باز هم همین بحث عدم رعایت غبطه موکل و فضولی بودن معامله مطرح می شود.

۴. بررسی خیار غبن و محدودیت های آن:
در مورد اینکه آیا موکل می تواند به دلیل «خیار غبن» معامله را فسخ کند، اداره حقوقی می گوید این موضوعی است که باید در هر پرونده جداگانه و با بررسی جزئیات، مورد قضاوت قرار گیرد.

  • سقوط خیار غبن: اگر در وکالت نامه یا قرارداد، صراحتاً حق فسخ به دلیل غبن از موکل سلب شده باشد، دیگر نمی تواند به این بهانه معامله را فسخ کند.
  • غبن افحش و رأی وحدت رویه: در موارد غبن افحش (ضرر بسیار فاحش و غیرقابل قبول)، حتی اگر خیار غبن ساقط شده باشد، با توجه به رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور، باز هم ممکن است بتوان معامله را به دلایل دیگری (مثل تدلیس یا معامله بر خلاف اصل امانت داری) باطل کرد.
  • تنفیذ معامله با علم به غبن: اگر موکل با وجود اطلاع از قیمت واقعی و غبن، معامله را تأیید کرده باشد، دیگر نمی تواند بعداً ادعای فسخ به دلیل غبن کند.

این نظریات مشورتی، در واقع تأکید دیگری بر این است که اولویت با ثمن قراردادی و جلوگیری از تضییع حقوق موکل از طریق مطالبه خسارت تأخیر تأدیه است، نه صرفاً قیمت روز ملک.

قدم به قدم برای مطالبه پول معامله از وکیل چیکار کنیم؟ (راهنمای عملی)

حالا که تئوری قضیه دستمان آمد، وقتش رسیده که ببینیم در عمل باید چه مراحلی را طی کنیم تا بتوانیم پولمان را از وکیل مطالبه کنیم. این یک راهنمای کاربردی و گام به گام است تا کمتر دچار سردرگمی شوید.

گام اول: مدارک لازم رو جمع کن!

قبل از هر کاری، باید مثل یک کارآگاه تمام مدارک مربوط به پرونده تان را جمع آوری کنید. این مدارک، اساس و بنیان دعوای شما هستند:

  1. وکالت نامه: اصل یا کپی مصدق وکالت نامه ای که به وکیل داده اید. این سند، حدود اختیارات وکیل و شرایط وکالت را مشخص می کند. خیلی مهم است که بندهای مربوط به فروش و دریافت ثمن را با دقت بررسی کنید.
  2. مبایعه نامه یا سند انتقال ملک: سندی که نشان می دهد ملک شما به چه قیمتی و در چه تاریخی فروخته شده است. در بسیاری از موارد، این سند جزئیات پرداخت ثمن (اینکه چه مبلغی به وکیل پرداخت شده) را هم مشخص می کند.
  3. رسیدها، فیش های بانکی یا هر سند مثبِت دریافت ثمن توسط وکیل: اینها طلایی ترین مدارک شما هستند! اگر خریدار، پول را به حساب وکیل واریز کرده، فیش های واریزی یا گردش حساب وکیل که نشان دهنده دریافت وجه باشد را باید تهیه کنید. اگر نقداً پرداخت شده و رسیدی از وکیل دارید، آن را هم حفظ کنید.
  4. مکاتبات (پیامک، ایمیل، اظهارنامه) با وکیل برای مطالبه ثمن: اگر قبلاً به وکیل پیامک زده اید، ایمیل فرستاده اید یا اظهارنامه رسمی برای مطالبه پول ارسال کرده اید، تمام اینها مدارک مهمی هستند که نشان می دهند شما در حال پیگیری بوده اید.

گام دوم: با یه وکیل متخصص مشورت کن

باور کنید یا نه، این مرحله از بقیه مهم تر است. پرونده های حقوقی، به خصوص آنهایی که با وکالت و مسئولیت وکیل سروکار دارند، پر از جزئیات و پیچیدگی های ریز هستند. یک وکیل متخصص در امور قراردادها و دعاوی مالی:

  • می تواند مدارک شما را بررسی کند و نقاط قوت و ضعف پرونده تان را تشخیص دهد.
  • به شما بگوید که آیا اصلاً حق مطالبه دارید یا نه (گاهی اوقات در وکالت نامه ها شرایطی درج شده که موکل حق مطالبه ندارد).
  • کمک کند که خواسته دعوایتان را به درستی تنظیم کنید (مثلاً مطالبه ثمن به علاوه خسارت تأخیر تأدیه، نه قیمت روز ملک).
  • شما را در مورد نحوه صحیح جمع آوری مدارک بیشتر راهنمایی کند.

صرفه جویی در هزینه مشاوره، ممکن است در آینده به ضررهای خیلی بزرگتری منجر شود. پس، قبل از هر قدم جدی، با یک وکیل مشورت کنید.

گام سوم: کی رو باید طرف دعوا قرار بدیم؟

انتخاب خوانده (کسی که از او شکایت می کنید) در دادخواست خیلی مهم است. در دعوای مطالبه ثمن از وکیل، معمولاً خوانده خود وکیل است. اما اگر وکیل فوت کرده باشد، باید ورثه او را (به نسبت سهم الارث هر یک از ماترک) طرف دعوا قرار دهید.

نکته: در برخی موارد خاص، اگر معامله توسط وکیل به گونه ای انجام شده باشد که موکل آن را تأیید نکرده یا اساساً باطل باشد، ممکن است نیاز باشد خریدار ملک را هم در دعوا دخالت دهید، اما در دعوای صرفاً مطالبه ثمن از وکیل، معمولاً تنها وکیل یا ورثه او خوانده هستند.

گام چهارم: دادخواست رو تنظیم و ثبت کن

حالا که مدارک را دارید و با وکیلتان مشورت کرده اید، وقت تنظیم دادخواست است. دادخواست، برگه ای است که در آن خواسته خود را از دادگاه و دلایلتان را برای آن خواسته می نویسید. مهمترین بخش های دادخواست مطالبه ثمن:

  • مشخصات خواهان و خوانده: یعنی اطلاعات کامل شما (موکل) و وکیل (یا ورثه او).
  • موضوع خواسته: اینجا دقیقاً باید بنویسید چه می خواهید. مثلاً: مطالبه مبلغ [مبلغ ثمن] ریال به عنوان ثمن معامله آپارتمان واقع در پلاک ثبتی […] به علاوه خسارت تأخیر تأدیه از تاریخ [تاریخ دریافت ثمن توسط وکیل] تا زمان پرداخت کامل، و کلیه خسارات دادرسی شامل هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل.
  • دلایل و مستندات: اینجا باید تمام مدارکی را که در گام اول جمع کرده اید، لیست کنید. مثلاً: وکالت نامه رسمی شماره […]، مبایعه نامه مورخ […]، فیش های واریزی شماره […] و …
  • شرح کامل دادخواست: در این قسمت، باید به زبان ساده و حقوقی، ماجرا را برای دادگاه توضیح دهید. یعنی چطور ملک را فروخته اید، چقدر پول دست وکیل است و چرا به شما نداده است، و چرا شما محق به دریافت آن هستید. حتماً به مواد قانونی مربوطه (مثل ماده 668 قانون مدنی و ماده 522 قانون آیین دادرسی مدنی) هم اشاره کنید.

پس از تنظیم، دادخواست را از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی ثبت کنید.

گام پنجم: نقش کارشناس رسمی دادگستری کجاست؟

در برخی مراحل پرونده، ممکن است به نظر کارشناس رسمی دادگستری نیاز پیدا کنید. مثلاً:

  • اگر بحث عدم رعایت غبطه موکل مطرح باشد، کارشناس باید قیمت واقعی ملک را در زمان معامله تعیین کند.
  • برای محاسبه دقیق خسارت تأخیر تأدیه بر اساس شاخص بانک مرکزی، دادگاه معمولاً موضوع را به کارشناس ارجاع می دهد.
  • اگر اختلافی در میزان ثمن دریافتی توسط وکیل باشد و مدارک شفاف نباشد، کارشناس می تواند با بررسی اسناد، میزان واقعی را مشخص کند.

پس آمادگی داشته باشید که پرونده تان ممکن است برای برخی موارد به کارشناس ارجاع داده شود و شما باید هزینه های مربوط به کارشناسی را بپردازید.

یه نمونه دادخواست مطالبه ثمن معامله از وکیل (واقعی و کاربردی!)

برای اینکه همه چیز ملموس تر شود، در اینجا یک نمونه دادخواست کلی برای مطالبه ثمن معامله از وکیل آورده ایم. البته حواستان باشد که هر پرونده ای جزئیات خاص خودش را دارد و این صرفاً یک نمونه راهنماست. حتماً قبل از استفاده، با وکیل خود مشورت کنید.

ریاست محترم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان [نام شهرستان]

با سلام و احترام،

احتراماً به استحضار می رساند:

مشخصات خواهان خوانده
نام و نام خانوادگی [نام و نام خانوادگی خواهان (موکل)] [نام و نام خانوادگی خوانده (وکیل / ورثه)]
فرزند [نام پدر خواهان] [نام پدر خوانده]
شماره ملی [شماره ملی خواهان] [شماره ملی خوانده]
نشانی [نشانی دقیق خواهان] [نشانی دقیق خوانده]
وکیل/نماینده قانونی [نام وکیل خواهان در صورت وجود]

موضوع دادخواست: مطالبه ثمن معامله به مبلغ [مبلغ دقیق ثمن دریافتی توسط وکیل] ریال، به انضمام خسارت تأخیر تأدیه و کلیه خسارات دادرسی.

دلایل و مستندات:

  1. وکالت نامه رسمی شماره [شماره وکالت نامه] مورخ [تاریخ وکالت نامه] تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی شماره [شماره دفترخانه].
  2. مبایعه نامه / سند رسمی انتقال پلاک ثبتی [شماره پلاک ثبتی] بخش [نام بخش] واقع در [آدرس ملک] مورخ [تاریخ معامله].
  3. رسیدهای بانکی / فیش های واریزی شماره [در صورت وجود] دال بر دریافت ثمن توسط خوانده.
  4. تصاویر اظهارنامه ارسالی به خوانده به شماره [در صورت وجود].
  5. استعلام از اداره ثبت اسناد و املاک جهت احراز مالکیت و انتقال سند.
  6. جلب نظر کارشناس رسمی دادگستری جهت محاسبه خسارت تأخیر تأدیه.

شرح دادخواست:

ریاست محترم،

اینجانب [نام خواهان]، به موجب وکالت نامه رسمی شماره [شماره وکالت نامه] مورخ [تاریخ وکالت نامه]، به خوانده محترم، جناب آقای/خانم [نام خوانده]، اختیار فروش [نوع و مشخصات ملک، مثلاً: یک واحد آپارتمان مسکونی به نشانی …] را تفویض نمودم. خوانده محترم نیز در مقام وکیل و به نمایندگی از اینجانب، ملک مذکور را به موجب مبایعه نامه مورخ [تاریخ مبایعه نامه] / سند رسمی انتقال به شماره [شماره سند] مورخ [تاریخ سند] به مبلغ [مبلغ کل ثمن معامله] ریال به [نام خریدار] واگذار نمود.

بر اساس دلایل و مستندات موجود (از جمله [فیش های واریزی / اقرار وکیل در مبایعه نامه / شهادت شهود] و …)، خوانده محترم مبلغ [مبلغ دقیق ثمن دریافتی توسط وکیل] ریال از ثمن معامله را دریافت کرده است. با این حال، با وجود مراجعات مکرر و پیگیری های اینجانب (و ارسال اظهارنامه شماره […] مورخ […] به پیوست)، متأسفانه خوانده تاکنون از استرداد مبلغ مذکور به اینجانب خودداری نموده است.

با عنایت به نص صریح ماده 668 قانون مدنی که وکیل را ملزم به رد آنچه به جای موکل دریافت کرده است می داند، و با توجه به گذشت زمان و کاهش ارزش پول، اینجانب علاوه بر اصل ثمن معامله، محق به دریافت خسارت تأخیر تأدیه نیز می باشم که مستند به ماده 522 قانون آیین دادرسی مدنی، مطالبه آن از زمان دریافت وجه توسط خوانده (یا تاریخ مطالبه توسط خواهان) تا زمان پرداخت کامل، قانونی است.

لذا مستند به مواد 10، 219، 338، 667، 668 قانون مدنی و مواد 198، 515، 519 و 522 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، از محضر محترم دادگاه:

  1. صدور حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ [مبلغ دقیق ثمن دریافتی توسط وکیل] ریال بابت اصل ثمن معامله.
  2. صدور حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت خسارت تأخیر تأدیه مبلغ مذکور از تاریخ [تاریخ دریافت وجه توسط وکیل یا تاریخ مطالبه] لغایت زمان اجرای حکم (با جلب نظر کارشناس رسمی دادگستری).
  3. صدور حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت کلیه خسارات دادرسی شامل هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل،

را در حق اینجانب، مورد استدعاست.

با تشکر و احترام فراوان

[نام و نام خانوادگی خواهان]

[محل امضا]

[تاریخ]

جمع بندی و توصیه های آخر

دیدید که مطالبه ثمن معامله از وکیل، به خصوص اگر وکیل بلاعزل باشد، می تواند موضوعی پر از چالش های حقوقی باشد. اینطور نیست که فقط بروید دادگاه و بگویید پولم را بدهید! باید خیلی چیزها را بدانید و با مدارک محکم به دادگاه بروید.

حواستان باشد که در این مسیر:

  • آگاهی حقوقی مهم است: باید بدانید چه حقوقی دارید، وکیل چه وظایفی دارد و قانون چه می گوید.
  • مشورت با وکیل متخصص حرف اول را می زند: واقعاً در چنین پرونده هایی، کمک گرفتن از یک وکیل با تجربه و متخصص در امور قراردادها و دعاوی مالی، کلید موفقیت شماست. او می تواند راهنمایی تان کند که اشتباهی مرتکب نشوید و پرونده تان به سرانجام برسد.
  • مدارک، مدارک، مدارک: بدون مستندات قوی، کارتان خیلی سخت می شود. پس تمام مدارک را جمع آوری و حفظ کنید.

توصیه های پیشگیرانه برای وکالت نامه:

برای اینکه اصلاً به چنین مشکلاتی برنخورید، وقتی می خواهید به کسی وکالت بدهید، مخصوصاً وکالت فروش، نکات زیر را رعایت کنید:

  • شفافیت در وکالت نامه: حتماً در وکالت نامه به صراحت ذکر کنید که وکیل مکلف است ثمن معامله را به چه حسابی و در چه مدت زمانی واریز کند یا چگونه به شما تحویل دهد.
  • عدم اعطای اختیار تملک ثمن: هرگز به وکیل اختیار تملک ثمن را ندهید، مگر در موارد بسیار خاص و با آگاهی کامل از عواقب آن.
  • نظارت بر اقدامات وکیل: حتی با وجود وکالت نامه، بر اقدامات وکیل نظارت داشته باشید و از او گزارش بخواهید.

امیدواریم این راهنمای جامع و کاربردی، به شما کمک کرده باشد تا مسیر حقوقی مطالبه حقوقتان را با آگاهی و اطمینان بیشتری طی کنید و به قول معروف، حق به حقدار برسد.

آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "نمونه رای مطالبه ثمن معامله: راهنمای جامع برای وکلا" هستید؟ با کلیک بر روی قوانین حقوقی، اگر به دنبال مطالب جالب و آموزنده هستید، ممکن است در این موضوع، مطالب مفید دیگری هم وجود داشته باشد. برای کشف آن ها، به دنبال دسته بندی های مرتبط بگردید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "نمونه رای مطالبه ثمن معامله: راهنمای جامع برای وکلا"، کلیک کنید.

نوشته های مشابه